شور زندگی می آفریند![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



ای لحظه ها من از شما سر خوردهام ترکم کنید
ای روز و شب من آدمی دل مرده ام ترکم کنید
من تا گلو در حسرتم افسرده ام ترکم کنید
از وحشت فردای خود آزرده ام تر کم کنید

ماه من قصه نخور همه که دشمن نمی شن
همه که پر ترک مثل تو ومن نمیشن
ماه من قصه نخور مثل ماها فراونه
خیلی کم پیدا می شه کسی رو حرفش بمونه
ماه من قصه نخور گریه پناه آدماس
تروتازه موندن گل مال اشک شب نماست
ماه من قصه نخور زندگی بی غم نمی شه
اونیکه غصه نداشته باشه آدم نمشه
ماه من قصه نخور خیلی یا تنهان مثل تو
خیل یا با زخمای زندگی آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت
ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمی شه
اونیکه غصه نداشته باشه آدم نمی شه
ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا
تنها کسانی که ما را می رنجانند.عزیزانی هستند که همیشه ما کوشیده ایم از ما نرنجند.
دل میگیرد ومیمیرد و هیچ کس سراغی از آن نمی گیرند ادعای خداپرستیمان دنیا را سیاه کرده ولی یاد نداریم چرا خلق شدهایم غرورمان را بیش از ایمان باور داریم حتی بیشتر از عشق.
برای آنکه تاریخ تا ابد دروغ باشد کافی است که یک نفر حقایق را کتمان کند.
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد. وسعت تنهاییم را حس نکرد.در میان خنده های تلخ من گریه پنهانیم را حس نکرد در هجوم لحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد آن که با آغاز من مانوس بود تحظه پایانیم را حس نکرد.
خنده ی آد ما همیشه از دلخوشی نیست گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره یه حرف ساده هم ‘گاهی چقدر غم میاره.
اگه پسر نبود دعوام نبود...خشونت نبود .عشق نبود‘اگر دختر نبود هوس نبود...لطافت نبود...دعوای پسرا نبود...بهتر نبود هیچ کدوم نبودیم؟؟؟
در دنیا باید راستی و درستی کشید که هم مال است هم پولاست هم آبرواما آبرواز همه چیز مهمتر است واین را بدان که امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش بودی.... 
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تنهاو تاریک خدا مانند{{
دلم تنگ است بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند{{
شبم را روز کن در زیر سر پوش سیاهی ها{{
دلم تنگ است{{
{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{
*خسته ام اونقدر خسته که میخوام بخوابم_خوابی طولانی خوابی راحت
خوابی که هیچ بیداری به دنبال نداشته باشه...
خسته شدم انقدر که شبها تا صبح بیدار موندم واشک ریختم خسته شدم
از همه نگاهها ار همه حرفها...
با این همه آدم دور برم باز هم همونم...
باز همونی که ترجیح میده حرفاشو رو کاغذبنویسه
گریه ها شو تو دل شب بکنه...فریاد شوبی صدا تو دلش بزند
همیشه یه هاله ای از اشک تو چشمامه
باز همونی ام که بایه بغضی حرفامو میزنم یه بغضی که همیشه آزارم میده...
خدایا خودت از دلم خبر داری پس کمک کن
بیا ای دوست با من باش که من تنها ترین تنهای این شهرم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

گیرم که هزار مصحف داری با آن جه کنم که نفس کافر داری
سر را به زمین چه مینهی بهر نماز آنرا به زمین بنه که در سر داری
